بی پرده نیوز

روز پرچم؛ فرصتی برای وفاق ملی

شناسه مطلب: 1418
زمان انتشار: ۱۴۰۵/۰۷/۰۱ ساعت ۰۹:۴۶
ارسال توسط: رضا فخری

نام‌گذاری یکم مهرماه به‌عنوان «روز پرچم» در تقویم رسمی کشور، صرفاً یک تغییر در مناسبت‌های تقویمی یا ابلاغی برای اجرای برنامه‌های مناسبتی نیست. این عنوان می‌تواند فرصتی باشد برای تأمل دوباره درباره جایگاه نمادهای ملی و پاسخ به یک پرسش مهم؛ اینکه چگونه می‌توان پرچم را از یک نشانه صرف، به سرمایه‌ای زنده برای تقویت همبستگی، وفاق و انسجام اجتماعی تبدیل کرد؟

در دنیای امروز، نمادهای هویتی زمانی می‌توانند نقش واقعی خود را حفظ کنند که با زندگی روزمره مردم، مطالبات اجتماعی و برداشت عمومی از آینده پیوند داشته باشند. هر نمادی که از جامعه فاصله بگیرد و تنها در چارچوب آیین‌های رسمی و مناسبت‌های اداری تعریف شود، به‌تدریج بخشی از کارکرد اجتماعی خود را از دست می‌دهد. پرچم نیز از این قاعده مستثنا نیست و معنای ماندگار آن در گرو شیوه‌ای است که جامعه و حاکمیت در عرصه عمومی آن را روایت و معنا می‌کنند.

چالش شکاف نسلی؛ عبور از نگاه‌های دستوری

نسل جدید، هویت را با زبان و تجربه‌ای متفاوت می‌بیند. این نسل کمتر با روایت‌های یک‌سویه و الگوهای صرفاً تجویزی ارتباط برقرار می‌کند و بیش از گذشته، درباره چرایی تعلق به نمادهای ملی پرسش دارد.

وقتی شناخت و ارتباط با نمادهای ملی تنها به محتوای رسمی کتاب‌های درسی یا برنامه‌های مناسبتی محدود شود، طبیعی است که فاصله میان نماد و تجربه واقعی نسل جدید بیشتر شود. جوان امروز زمانی می‌تواند با پرچم احساس پیوند عمیق‌تری داشته باشد که این نماد را با مفاهیمی همچون آینده بهتر، امنیت، کرامت، فرصت و امید به زندگی گره‌خورده ببیند.

ترمیم این فاصله، بیش از هر چیز به بازنگری در سیاست‌گذاری فرهنگی و ایجاد زمینه‌ای برای گفت‌وگوی صادقانه با نسل جدید نیاز دارد؛ گفت‌وگویی که در آن هویت ملی نه به‌عنوان یک مفهوم تحمیلی، بلکه به‌عنوان بخشی از تجربه مشترک ایرانیان روایت شود.

پرچم؛ فراتر از جناح‌بندی‌های سیاسی

یکی از آسیب‌های مهم در مواجهه با نمادهای ملی، تلاش برای تعریف آنها در چارچوب‌های محدود سیاسی و جناحی است. پرچم زمانی می‌تواند نقش وحدت‌آفرین خود را ایفا کند که متعلق به همه مردم باشد و هیچ جریان یا گروهی نتواند آن را به نشانه اختصاصی خود تبدیل کند.

تجربه‌های اجتماعی سال‌های اخیر نیز نشان داده است که هرگاه نمادهای ملی در انحصار یک جریان قرار بگیرند، بخشی از جامعه احساس فاصله و بیگانگی با آن نماد پیدا می‌کند. در مقابل، زمانی که پرچم به‌عنوان نشانه مشترک یک ملت و فارغ از تفاوت‌های سیاسی و فکری مورد توجه قرار گیرد، ظرفیت آن برای ایجاد همدلی افزایش می‌یابد.

در این میان، حضور مردم مراغه برای دویست‌وششمین شب متوالی در «میدان شهدای طلوع فجر» نمونه‌ای قابل توجه است. گردهمایی شهروندانی با دیدگاه‌ها و سلیقه‌های متفاوت در کنار یکدیگر، نشان می‌دهد که در موضوعاتی مانند عزت ملی و تمامیت ارضی ایران، می‌توان بر اشتراکات فراگیر تکیه کرد.

استمرار این حضور ۲۰۶ شبه، از این منظر اهمیت دارد که پرچم در این اجتماعات نه به‌عنوان نشانه یک جریان خاص، بلکه به‌مثابه نماد مشترک جامعه به اهتزاز درآمده است. این تجربه می‌تواند یادآور این واقعیت باشد که هویت ملی، ظرفیت آن را دارد که طیف‌های متنوع اجتماعی را حول منافع و تعلقات مشترک گرد هم آورد.

بازتولید تعلق ملی؛ از شعار تا عدالت و کارآمدی

تعلق به یک سرزمین و نمادهای آن، تنها با سخنرانی و پیام‌های احساسی شکل نمی‌گیرد. رابطه عاطفی مردم با پرچم، در نهایت به تجربه آنان از کیفیت حکمرانی، عدالت، امنیت، رفاه و تصویری که از آینده خود دارند، گره خورده است.

در میراث تاریخی و اسطوره‌ای ایران نیز میان مفهوم پرچم و مبارزه با بی‌عدالتی پیوندی عمیق دیده می‌شود. «درفش کاویانی» در حافظه تاریخی ایرانیان، یادآور ایستادگی در برابر بیداد است؛ برداشتی که می‌تواند در زمانه امروز نیز یک پیام روشن داشته باشد: نماد ملی زمانی معنا و اعتبار خود را حفظ می‌کند که مردم در زندگی واقعی، نشانه‌هایی از عدالت، کارآمدی، شفافیت و اعتماد متقابل را مشاهده کنند.

به همین دلیل، تقویت سرمایه نمادین پرچم از مسیر فضاسازی صرف عبور نمی‌کند؛ این سرمایه زمانی پایدار خواهد بود که میان ارزش‌هایی که پرچم نمایندگی می‌کند و تجربه واقعی شهروندان، فاصله‌ای جدی وجود نداشته باشد.

سه‌رنگ پرچم؛ سه روایت برای امروز ایران

سه رنگ پرچم ایران نیز می‌توانند در فضای اجتماعی امروز، معنایی فراتر از یک ترکیب بصری پیدا کنند.

سبز می‌تواند یادآور پویایی، زندگی و توجه به محیط زیست و ظرفیت‌های طبیعی کشور باشد؛ سفید، نشانه‌ای از عقلانیت، گفت‌وگو و مدارای اجتماعی و سیاسی تلقی شود؛ و سرخ، یادآور ایثار و فداکاری برای حفظ امنیت و تمامیت سرزمینی ایران باشد.

چنین برداشتی از رنگ‌های پرچم، به این نماد ملی امکان می‌دهد با مسائل واقعی جامعه پیوند بیشتری برقرار کند و از یک نشانه ثابت و تشریفاتی، به بخشی از گفت‌وگوی اجتماعی درباره آینده کشور تبدیل شود.روز پرچم؛ فرصتی برای وفاق ملی

مراغه؛ پیوند هویت ملی با توسعه بومی

هویت ملی ایران تنها در پایتخت یا در ساختارهای مرکزی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه مجموعه‌ای از شهرها و مناطق تاریخی و فرهنگی، هرکدام بخشی از این هویت گسترده را نمایندگی می‌کنند.

مراغه با پیشینه تاریخی، ظرفیت‌های دانشگاهی، میراث فرهنگی و اجتماعی و همچنین حضور مستمر شهروندان در میدان شهدای طلوع فجر، می‌تواند نمونه‌ای از پیوند میان هویت محلی و هویت ملی باشد.

تقویت این پیوند، نیازمند آن است که توسعه کشور صرفاً با نگاه متمرکز دنبال نشود و ظرفیت‌های بومی مناطق نیز در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌های توسعه مورد توجه قرار گیرد. جوان مراغه‌ای زمانی احساس تعلق بیشتری به آینده ملی خواهد داشت که ببیند پیشینه تاریخی، توان علمی و ظرفیت‌های انسانی شهر او نیز در مسیر توسعه کشور جایگاهی واقعی پیدا کرده است.

افق پیش‌رو؛ روز پرچم برای همه مردم

«روز پرچم» نباید به مجموعه‌ای از برنامه‌های کلیشه‌ای، نصب نمادها و مراسم‌های مناسبتی محدود شود. اهمیت این روز در آن است که می‌تواند زمینه‌ای برای بازاندیشی درباره نسبت میان نمادهای ملی، جامعه و حکمرانی فراهم کند.

پرچم زمانی به معنای واقعی کلمه نماد وحدت خواهد بود که بر بستر اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و احساس تعلق مشترک قرار گیرد. تجربه حضور ۲۰۶ شبه مردم مراغه در میدان شهدای طلوع فجر نیز از همین منظر قابل تأمل است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد می‌توان بر نقاط اشتراک جامعه تکیه کرد و تفاوت‌ها را در برابر هویت مشترک ملی به حاشیه برد.

در چنین چارچوبی، «روز پرچم» می‌تواند فراتر از یک مناسبت رسمی، فرصتی برای بازتعریف رابطه جامعه با نمادهای ملی باشد؛ رابطه‌ای که در آن پرچم نه فقط یک نشانه بر فراز ساختمان‌ها و میدان‌ها، بلکه تصویری از همبستگی، تعلق سرزمینی و آینده مشترک ایرانیان باشد.